خانه / ناروی – نروژ (صفحات 3)

ناروی – نروژ

نگرانی ناروی ( نروژ ) در مورد تانک جدید روسیه

یک نوآوری روسیه در جنگ زرهی، نروژ را مجبور کرده است سیستم‌های ضد تانکش را عوض کند. تانک جدید روسیه، آرماتا تی ۱۴، مجهز به سیستم دفاع فعال است. سیستمی که برای همه نسل‌های سلاح‌های ضد زره، مشکل‌ساز شده است. حتی موشک‌های مدرن جاولین که ارتش نروژ از آمریکا گرفته …

بیشتر بخوانید

لسیتهاوگ : حالا میفهمیم که اسرائیل چه میکشد!

سیلوی لیستهاوگ ( وزیر مهاجرت و همگرایی ناروی ) در مصاحبه با روزنامه اسرائیلی گفت: اروپایی ها اکنون در معرض ترس هایی هستند که شما طی دهه ها تجربه کرده اید. Ynet، که نسخه آنلاین ییدیت آرونوت، یکی از خبرگزاریهای بزرگ اسرائیل است، وزیر مهاجرت و ادغام در اسلو را ملاقات …

بیشتر بخوانید

زن پناهجوی ایرانی در نروژ خبرساز شد

«لیلا بیات» مهاجر 36 ساله ایرانی که در دسامبر سال 2009 میلادی بعنوان پناهجو وارد نروژ شده بود و سالها در کشور نروژ اقامت داشت،در روز هشتم ماه مارچ سال 2017 میلادی(روز بین المللی زن) بخاطر آنچه اداره مهاجرت نروژ آن را نقض قوانین پناهندگی و ارائه پرونده ساختگی پناهجویی …

بیشتر بخوانید

ادعای کار در نانوایی در سوریه توسط یک متهم به تروریست بودن

© Leveres av NTB Illustrasjonsfoto: Terje Pedersen / NTB scanpix

یک مرد 38 ساله سوریه ای که تابعیت ناروی را دارد٬ از اتهام وابستگی به داعش IS خودداری کرد. او با همسر و پنج فرزندش به سوریه سفر کرد اما گفت که این سفر به دلیل کار در نانوایی بوده است. – این که من با اعضای IS ارتباط برقرار …

بیشتر بخوانید

آبدره های زیبای ناروی / نروژ

گیرانگرفیورد (Geirangerfjorden)، نروژ  گیرانگرفیورد را می‌توان یکی از مشهورترین و زیباترین آبدره‌های جهان نامید که به عنوان میراث جهانی به ثبت یونسکو رسیده است. روستای کوچک، اما زیبای گیرانگر در انتهای انشعاب این آبدره قرار دارد. این محل یکی از پرگردشگرترین مقصدهای تفریحی نروژ است. آبدره‌ی زیبای گیرانگرفیورد را می‌توان …

بیشتر بخوانید

۱۹ نکته جالب درباره نروژ که نمی‌دانستید

۱. نروژ در دهه‌ی ۸۰ میلادی سوشی سالمون را به ژاپن معرفی کرد.   ۲. در سال ۲۰۱۴ کشور نروژ از نظر شاخص ثروت و سلامت، رتبه‌ی اول جهان را به خود اختصاص داد. ۳- با قیمت ۱۰ دلار آمریکا به ازای هر گالن (۳.۷ لیتر)، نروژ گران‌ترین بهای بنزین را …

بیشتر بخوانید

راهنمای تحصیل در نروژ

چگونگی نظام آموزشی و مدت هر مقطع تحصیلی  تحصيلات‌ پيش‌ دانشگاهی  آموزش‌ رسمی و اجباری كشور نروژ از ۶ سالگی آغاز میشود، ۱۰ سال‌ طول‌ میكشد و شامل ۳ مرحله می­‌شود: ابتدایی، کلاس‌های اول تا چهارم (۶ تا ۱۰ سالگی)؛ راهنمایی، کلاس‌های پنجم تا هفتم (۱۰ تا ۱۳ سالگی)؛ پیش …

بیشتر بخوانید

محدودیت های جدید در قوانین مهاجرت ناروی

 آیا در فکر درخواست پناهندگی در ناروی هستید؟ لطفً معلومات ذیل را با دقت بخوانید پارلمان ناروی به منظور اطمینان از وجود یک پالیسی پایدار پناهندگی و تقویت نظارت و کنترول سرحدی یک تعداد تعدیلات در قوانین مربوطه به میان آورده است. مهمترین نکات تعدیلات به میان آمده توسط پارلمان …

بیشتر بخوانید

زنان مهاجر و پناهجوی افغانستانی در نروژ

كشور نروژ يكي از كشورهايي است كه به حقوق زنان احترام زيادي ميگذارد در سال ١٨٨٤ م انجمن آزادي زنان در نروژ رسما تشكيل شددر سال  ١٩١٣ به همه زنان با لای ٢۵ سال حق دادن رأی درانتخابات پار لمان تعلق گرفت  در سال ١٩٧٨م (قانون برابري حقوق زن و مرد) تصويب شد و تبعيض بر اساس جنسيت را منع شد، و در سال ١٩٧٨م،  همزمان با تصويب قانون حقوق كامل در هنگامبيماري ، حق تصميم زنان براي سقط جنين به خود مادران واگذار شد. و در سال ١٩٨١ م ، Gro Harlem Brundtland ( گورو هارلم برونت لان) بعنوان اولین زن، نخست وزیر نروژ شد و در سال١٩٩٣ م، یك قانون تازه وارد شد كه به دو شخص همجنس حق ازدواج می داد. از سال ٢٠٠٩ م ،به بعد همجنس بازان مرد و زن ميتوانستند با يكديگر از دواج نمايند و در سال ٢٠٠۵ پار لمان با تصویبقانونی، تبعیض افراد را بر اساس نژاد، ملیت، تبار، رنگ پوست، زبان، مذهب و اعتقاد راممنوع كرد.  همچنين خانم “ارنا سولبرگ” Erna Solberg رهبر٥٢ ساله حزب محافظه کار نروژ توانست در سال 2012 بعنوان دومین نخست وزیر زن در تاریخ نروژ برگزیده شود. در سال ٢٠١٤م، خدمت سربازي براي زنان در نروژ، اجباري شد .  اينهمه از امتيازات چشمگيري است كه براي تمامي زنان در نروژ اعطا ميشود پس ميشود گفت كه زنان از حقوق و امتيازاتي تقريبا هم رديف مردان در اين كشور برخوردارند.  هر چند شايد برخي از اين امتيازات مانند تصويب قانون خدمت اجباري زنان از نگاه خيلي از منقدين ناعادلانه به نظر برسد كه جاي بحث خودش را دارد.و يا ازدواج همجنسگرايان كه مغاير با اصولمسلمانان تلقي ميگردد.  منتها نكته در اين جاست كه بسياري از امتيازات بصورت عملي در كشوري مانند افغانستان وجود ندارد و عمده ي زنان از اين آزادي ها برخوردار نيستند اگر هم در مجلس تصويب شده باشد در عمل بابسياري از فيلترهاي خانواده، جامعه و عرف و مذهب و سنت روبرو خواهند شد كه كار را براي بسياري از آنان دشوار ميسازد به همين دليل كشور نروژ ميتواند پناهگاهي امن براي دوستداران فمنيسممعتدل باشد. ليكن با وجود اين بسياري از بانواني كه مخصوصا در دهه ي اخير به اروپا و مخصوصا نروژ، مهاجر شده اند درصد بالايي از آنان كمتر پيشرفت نموده و متاسفانه نميتوانند يا نميخواهند از آزادي ها وامكانات موجود در جامعه استفاده ي كافي را ببرند كه اين عوامل را ميتوان در خود فرهنگ و جامعه جستجو نمود.   ما به برخي از اين عوامل در اين مقاله اشاره ميكنيم ؛ يكي از اين عوامل سركوب دايمي احساسات زنان از بدو تولد بعنوان دختر و جنس مونث در خانواده ميباشد. وقتي دختري ، در خانواده اي متولد ميگردد آنهم خانواده كاملا سنتي و مذهبي . در همان ابتدا ،بخاطر غالب بودن فرهنگ غلط اهميت به پسر ، دختران خودبخود از چشم والدين ميافتند  و بيشتر به دختر  بعنوان موجودي اضافي و يا نان خور اضافي نگاه ميكنند و دوم اينكه بعلت تعصبات ويژه يآميخته در خانواده و قبيله به زن ، همه حتي خودشان نگاه غيرتي بعنوان ناموس دارند و گذراندن بحرانهاي جنگهاي داخلي و خارجي اين امر را در ذهنها بمرور زمان نهادينه نموده اينكه زنان در جنگهابعنوان اهرم فشار ناموس و ضربه زدن به احساسات براي دشمن بعنوان يك غنيمت جنگي محسوب ميشود و سوم نگاه سختگيرانه  مذهب در حفظ عفاف و پوشش كه با فرهنگ و سنت آميخته شده وزنان ما را در بند برقع نموده  و برداشتهاي غلط ديني از حجاب و غيره را در جامعه تقويت كرده و به آنها ريشه هاي كاذب داده است تا جايي كه حق تحصيل را در برخي جاهها از آنان ، مخصوصا مناطق دور افتاده گرفته و اينخودبخود به جداسازي و تحقير جنسيتي منجر شده فرهنگ مرد سالاري چه در نظام خانه ي پدري كه توسط پدر و برادرها و اقارب مذكر بر دختران اعمال ميشود و توسط مادر خانواده بعنوان يك اهرمترس در ذهن دختر تشديد ميشود كه همواره بايد از پدر و برادرانش بترسد  .اينگونه او تربيت ميشود و خو ميگيرد و تمامي  روح و روان دختران را بهم ميريزد و اين ميراث با او بعنوان يك دستاورد بهاصطلاح مثبت  ولي كاذب ، به خانه ي خسور يا پدر شوهر برده ميشود در آنجا نيز واژه ي عفت و رضايت برعكس به زن القا ميشود هر چه دربرابر خواسته هاي شوهر و برادران شوهر و خسور سرتعظيم بيشتري فرود بياورد و حتي درمقابل لت و كوبهايشان بيشتر كُرنش نشان دهد از او بعنوان زني نجيب ياد ميگردد حتي اگر از تمامي حقوقش بعنوان يك انسان چشم پوشي كند او در خانه ي پدرشوهر، نيز  توسط خسرمادر يا مادر شوهرش مرتبا با ساير عروسها مقايسه ميشود و هميشه در اضطراب اين است كه همراه با وظايف خانه داري و همسرداري مادر بودن با يك گله فرزند را نيز طبقاستانداردهاي خانواده ي شوهر تجربه نمايد كه بيشتر اين فرزندها نيز بايد جنس مذكر باشند چون آنان عروس دخترزا نميخواهند در صورتيكه هنوز نميدانند كه اين مردان هستند كه در تعيين جنسيت اولادنقش دارند.  وجود اين حس ، طي ساليان دراز باعث بوجود آمدن حس تحقير و به فراموشي سپردن خود زن ميشود و كم كم از كراهت و جوهره ي يك انسان آزاد فاصله ميگيرد و اين افسردگي مزمن او را تبديل به يكبرده ي رام و مطيع ميكند حس شخصي كه فكر ميكند مدام قرباني ديگران است و براي دست يافتن به حقوق مادري و همسري مرتبا بايد فداكاري نمايد دردهايش را پنهان نگه دارد و دم نزند اين رفتارهادر جوامع كوچك و قريه هاي دور تبديل به يك سلسله مختصات فرهنگي و استاندارد سنجش زن به اصطلاح خوب ميشود و در چشم همگان اين پديده بسيار عالي ست  چرا كه زنان براحتي رام هستند و تحت كنترل مردان و حق تصميم گيري در ازدواج را ندارند و طبق سلايق مردان ريش سفيد يا پدر عروس به عقد و نكاح مردي در ميايد حتي اگر آن مرد متاهل باشد ياپيرمرد باشد يا ازدواج اين دختر بصورت (بده بستان )يعني سر اليشي يا بَدل شدن ، باشد مثلا؛ دختر را به عقد پسري در مياورند كه او نيز خواهري داشته باشد تا بتوانند خواهر او را به عقد برادر ايندختر در آورند اين فرهنگ بيشتر شبيه معاملات پاياپاي قديم ميماند تا يك ارتباط مقدس و خانوادگي. و نميتوان موفقيت و خوشبختي معدودي از اين ازدواجها را به پاي صحيح بودن اين نحوه ي ازدواجهادانست . معامله ي عقد يك انسان دربرابر عقد ديگري بارضايت يا بي رضايت و فقط بر مبناي رضايت والدين دو طرف … خوب اين كه بعدها مشكلات خاص خود را خواهد داشت بماند اما قابل ذكر است كهبايد گفته شود كه عاقبت اينگونه ازدواجها به جنگ و خونريزي مبدل ميشود چرا كه كه اگر از اين زوجها اگر يك طرف راضي به طلاق همسرش شد زوج ديگر نيز بايد متعاقبا زنش را طلاق دهد حتيازوداجهايي كه اصطلاحادختر در آن(بد )داده ميشوند نيز وجود دارد به اين صورت كه اگر در اثر اختلافات و در بين درگيري ها سهوا يا عمدا ، خوني ريخته شود و كسي كشته شودو ريش سفيدان بخواهندمسله را حل و فصل كنند و كار به قاضي نكشد  شخص طرف  كه عنوان قاتل يا مقصر  را دريافت كرده بعنوان (بَد )يا غرامت و بجاي ديه و نشان صلح دختر يا خواهر جوانش را به عقد يكي از پسرانطرفين دعوا درمياورد كه جايگاه اين زن بيشتر در اين چرخه ي زندگي بيشتر شبيه ، يك اسير زنده و قرباني ، در نزد خانواده همسر خواهد بود  در برخي موارد نيز دختران جوان، در  خانواده هاي معتادبه مواد مخدر يا قمار باز ، براحتي به شخص مقابل كه تهيه مواد را عهده دار است يا قاچاقچي است و يا قمار را برده ، براحتي  فروخته ميشوند در ازدواجهاي معمولي نيز مسئله ي  گرفتن گله يا شير بهاي سنگين، خانواده يعروس   اين امكان را به خانواده ي شوهر ميدهد كه تا حد ممكن بتوانند به عروس خانواده ظلم كنند چرا كه او را ، دليل و مسبب پولدار شدن پدرش و قرصدار ساختن خانواده ي شوهرش ميدانند و چونپول شيربهاي او را داه اند براحتي آن را بعنوان حق خون و اختيار تام براي خودشان محسوب ميكنند .  آميخته شدن سنت و مذهب و برداشتهاي غلط شخصي و سليقه اي از دين نيز بصورت استفاده ي افراطي ابزار قدرتمندي به مردان ميدهد . اينكه جز يك مورد طلاق خُلع، حق طلاق بعهده ي مرد است ،  اينكه اگر زني حتي به عمد كشته شود ديه آن زن نصف مرد است و غيره…. اگر از مشكلات فقهي اش عبور كنيم اين مسله به بسياري از مردان خشن ، اين  جرات و اختيار را ميدهند كه زن را موجوديناچيز و پست و حتي مثل ابزار تلقي كنند . همچنين اينكه طبق ضربالمثلهاي قديم كه هنوز هم حاكم در جامعه است مثلا اعتقاد به اينكه ؛ (زن با چادر سفيد به خانه بخت ميرود و مويش بايد همانند دندانش در خانه شوهر سفيد شود بايد از خانهشوهر كفن پيچ  بيرون شود) يعني تا آخر عمر تمام مشكلات و حتي ظلمها را تحمل كند و دم نزند  را هنوز دنبال ميكنند زنان ميدانند كه حتي اگر نتوانند مشكلات را در خانه شوهر تحمل كنند در خانواده يپدريش  نيز بعد از ازدواج پناهگاهي ندارد. اين حس اعتماد به نفس آنان را تضعيف ميكند و او را از درون ميشكند . در مواردي هم كه نيز زني بعد از كشمكش و جنجال طلاق ميگيرد تجربه شده كه  جامعه به او ، بعد از طلاق ، به چشم زني ناپاك و كثيف نگاه ميكنند و او را مايه ننگ و سرشكستگي خانواده اش ميدانند .چرا كه طبق مذهب. نيز طلاق ، مكروه محسوب ميشود تفسير احاديث  مذهبي در بنيان خانواده هر بيشتر بر روي نكاتي تاكيد دارد كه حقوق زن را از او سلب ميكنند نه اينكه از او حمايت كنند . احاديث وروايات مذهبي فراواني موجود است كه حامي دوست داشتن زن است مثلا؛ زن وجودش همچون ريحان است ، زن ميتواند در عوض شير دادن فرزندش حق شير را از شوهرش بستاند يا اينكه زنان رانزنيد و با آنان مهربان باشيد تا وقتي رضايت زن موجود نباشد نكاح او حرام است ليكن اينها در خانواده فراموش ميشوند بلكه فقط روي نقاطي تاكيد ميشود كه بتوان از آنها بعنوان چماق براي كنترل زناستفاده نمود .      اينگونه احاديث فقط در منبر ملايان و بصورت تئوري است و در عمل متاسفانه كاربرد چنداني ندارد . تمام اين عوامل باعث ميشود زن به مرور زمان زخمهاي عميقي در احساسش بوجود بيايد وقتي با طي اين مراحل به جامعه ي اروپا ميرسد ناگهان خود را بهت زده ميابد پس تمامي آزادي هاي زنان در اينجا از نظر او بصورت اتوماتيك نامعقول و ضد ارزش است چرا كه ساليان سال مغز شستشو شده ي او به اين اراجيف سكوت و له شدن عادت كرده و اين تغييرات ناگهانياو را عاجز تر ميكند درصد بسياري از زنان بعلت نداشتن تحصيلات عالي، در يادگيري زبان  كشورهاي اروپايي دچار مشكلات ميشوند توقعات شوهر در الزام فرزند نيز باعث ميشود تا دوره هاي حاملگيو بارداريشان آنان را به موجوداتي  تبديل كنند كه فقط قادر به زاد و ولد هستند مغاير بودن فرهنگ و سنت و مذهب و نوع پوشش زنان جامعه ي كه در آن ساكن هستند باعث گيجي افراد ميشود و بسيارياز افغانهايي كه در كمپها و يا كمونهاي مختلف ساكن هستند ترجيح ميدهند فقط با هم زبانهاي خود ارتباط برقرار كنند متذكر ميشوم ميل شديد فرهنگ مرد سالاري را نبايد با تعامل فرهنگي و حفظ فرهنگخودمان در اروپا اشتباه بگيريم زنان مجبورند حتي براي خريد دو قلم جنس بخاطر ياد نداشتن زبان به شوهرانشان متكي باشند براي يادگيري رانندگي مجوز رضايت شوهرانشان را داشته باشند اگر درامري توانمند شدند مثلا تحصيلاتشان را اينجا زودتر تمام كردند و يا زودتر توانستند مجوز رانندگي بگيرند از نظر شوهرانشان آنان تابوها را شكسته اند خود سر شده اند و با رياستشان اختيارات مردان راسلب كرده اند و اين امر باعث خشم و عصبانيت و جر و بحثها حتي ضدو خورد فيزيكي در بين خانه ميشود دسترسي زنان به پليس در اين كشورها امري عاديست و براحتي در حمايت قانون قرار ميگيرندو اين امر مردان را مجبور به محافظه كاري مينمايد ليكن غريضه ي خشونت بسياري از آنان را فقط در وقفه اي از زمان پنهان مينمايد ازاوایل سال ٢٠١٢ تاکنون بالاي 10نفردرکمپ های مختلفمهاجرین درنروژ  به قتل رسیده است. ده ها مورد خشونت علیه مهاجرین درشهرهای مختلف ناروی ثبت و راجستر پولیس شده است. ازاوایل سال ٢٠٠٦تاکنون ٨٣نفر درکمپ های نروژ به اشکالمختلفی کشته شده است. دلایل مرگ ٨٣ نفر ازمهاجرین درطی این شش سال، اتش سوزی و خود سوزی، خودکشی، و قتل بوده است.و بيشتر اين مقتولها زنان بوده اند و آمار بالايي را متاسفانه زنانافغانستاني تشكيل ميدهند. بسياري از زنان در كمپها بعلت طولاني شدن  نتيجه گيري از پروسه دولت در تحقيقات كيس مهاجرتيشان مورد طعنه زباني و آزار مردشان قرار ميگيرند اينكه اگر جواب منفي گرفته اند يا مسير سختي راطي كرده اند يا پس اندازشان خرج شده مقصر و مشوق زن بوده در حاليكه هر دو ممكن است نقش تصميم گيرنده داشته باشند از طرفي زناني كه تا ديروز در منزلها فقط كارشان خدمت به شوهر و فرزندبود بمحض آمدن به اروپا با مردان ديگر و زنان ديگر جوامع در كلاس درس مينشيند ميگويد و ميخندد چشمش بروي تغييرات باز ميشود از حقوقش آگاهي ميابد واين هضمش براي مرداني كه منعطفنيستند بسيار سخت و عجيب است و شروع به پرخاش كرده زندگي در اروپا را نيز براي همسرانشان مبدل به جهنم ميكنند بهمين علتها ،   زنان بخاطر رهايي از اين قيد و بندها گاهي چاره را در تغييراتي ميبينند كه اساسي است و خارج از دسترسي و كنترل مردانشان است و اين عوامل مثل بالاكردن حجاب، تغيير دين و غيره را بعد از مدتيامتحان ميكنند اينها باعث بروز خشم مردانشان ميشود در صورتيكه هر دو طرف بايد خود را با به محض ورود به كشورهاي اروپايي براي تغييرات بايد خودشان را آماده ميساختند  اين مشكلات شايع درغرب ، باعث گرديده تا قشر زنان هميشه مورد هجمه قرار گيرند طلاق زنان در اروپا نيز به مثابه بيعفتي زن ياد ميشود و براحتي از بين جامعه ي همزبانشان طرد ميشود  اما باز هم كورسوهايي وجود دارد اينكه درصدي از اين زنان ، سعي ميكنند مانند فمنيستهاي معتدل و ميانه رو بالانس و تعادلي بين دو فرهنگ، مذهب و سنتهاي حاكم در جامعه پيدا نمايند تصميم ميگيرندتا به تحصيلاتشان ادامه دهند همچنين در شغلهاي خدماتي مانند خدمات كمون براي سالمندان و مريضان، بخشهاي آموزشي مانند معلمي زبان مادري، يا مترجمي و غيره مستقلانه ، به محمكتر شدن نظامخانواده شان كمك كنند و با درك تفاوتهاي فرهنگي سعي در بهبود وضعيت روحي و رواني و فيزيكيشان دارند منتها در برداشتن اين قدمها بسيار تازه كارند اميد روزي برسد كه زنان مهاجر در جامعهبتوانند به جايگاههاي رفيع علمي، فرهنگي ، اقتصادي و سياسي برسند و باعث افتخار خود و سايرين شوند منابع: روزنامه vg وبسايت ؛ زير آسمان نروژ خلاصه كتاب قانون اساسي نروژ  سيمانوري

بیشتر بخوانید

مجمع الجزایر رویایی (لوفوتن) ناروی

«لوفوتن» یک مجمع‌ الجزایر واقع در وسط مدار قطب شمال است که شگفت‌ انگیز بودنش را مدیون آب زلال و طبیعت دست‌ نخورده خود است. این مکان مقصد بی‌ نظیری برای صخره‌ نوردان، موج‌ سواران و دوچرخه‌ سواران کوهستانی به شمار می‌رود. مجمع الجزایر لوفوتن (Lofoten) ناحیه ای سنتی واقع …

بیشتر بخوانید
error: Content is protected !!